زنان شهر بهشت

تبریک تبریک تبریک (حکومت اسلامی قسمت سوم)
نویسنده : صفیه محمدیان - ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٩
 

سلام دوستان خوب

میلاد رسول عشق و مهربانی محمد بن عبدالله صل الله علیه وآله و فرزند گرامیشان امام جعفر صادق علیه السلام بر شما و تمام مسلمان جهان تبریک و شاد باش.

 در عصر و زمان و در نقطه ای که مردمانی آن بویی از تمدن نبرده بودند و زندگی سرشار از خشونت و و نامهربانی را تجربه می کردند، نبی گرامی اسلام اولین پیامبری بود که حکومتی دینی با محوریت اسلام و ولایت فقیه را پایه گذاری کرد.

و چه کار عظیمی و البته دشوار و با تحمل مشکلات و سختی بی شماری که بر تن و جان ایشان وارد آمد. در آن زمان نیز مردم بر این اعتقاد بودند که دین از سیاست و  حکومت جداست و هرگز تصور نمی کردند که قوانین و دستورات در دین قادر باشد یک جامعه را به خوبی راهنمایی و امت را به سوی زندگی آرمانی هدایت کند.

ولی رسول رحمت با رفتار و گفتار حسنه خویش و با مدیریت بی نظر خود توانستند آن جامعه جاهلی را به یک جامعه متمدن تبدیل کنند.

در عصر حاضر نیز اگرچه که ما از نعمت ولی فقیه معصوم و امام بر حق به طور مستقیم برخواردار نیستیم ولی دین راه به نشان داده است و چیزی نیست جز پیروی از ولی فقیه که در واقع در عصر غیبت بتواند جامع را در مسیر تعالی پیش ببرد تا پرچم اسلام را به دست صاحب حقیقی اش برساد و این مهم جز با حمایت و اطاعت امت مسلمان به دست نخواهد آمد. جامعه و مردم باید طوری در مسیر ولایت گام بردارند تا روزی که به حول قوه الهی مهدی موعود از پشت ابرهای تیره غیبت بیرون آمدند آمادگی پذیرش این بزرگوار و پیروی بی چون و چرا از اوامرشان را داشته باشند.

پس ای منتظران مهدی موعود طبق فرمایش امام راحلمان پشتیبان ولایت فقیه باشید تا جامعه شما از آسیب های محفوظ بماند.

برای سلامتی و فرج امام زمان صدقه و صلوات را فرموش نکنید.  (التماس دعا)


 
 
بهار بیداری اما ...
نویسنده : صفیه محمدیان - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٩
 

 

بهار بیداری اما ...

 سلام دوستان عزیز

این روزها یادآور تولد بهار معنوی ایران است. روزهایی که برای آمدن آن باید هزاران هزار بار خدار را شکر کرد. امیدوارم ما نسل امروز نیز قدر این جانفشانی ها را بدانیم. و با تمام وجود حافظ این سرمایه عظیم باشیم.

این روزها بهار انشاالله بهار دیگری در حال رویش است بهار بیداری و خروش مردمی که همانند ملت ما در سی دو سال پیش خواستند تا دوباره رویدند، اراده کردند و دوباره متولد شدند. امیدوارم با عنایت و توجهات امام زمان (عج)انقلاب آنها به ثمر بنشید و بهار آنها به پیشواز تابستانی پر بار برود.

البته در این بین نباید از یاد برد که این انقلاب گرچه با نیت نیک آغاز گردیده است ولی متاسفانه  جای یک عامل مهم که نقش بسیار مهمی در نتیجه دادن آن دارد در آن خالی است و آن چیزی نیست جز رهبری واحد و شجاع که نقش ولایت بر مردم را داشته باشد. با وجود این خلا امیدواریم و همه برای برادران مسلمانمان در شمال آفریقا (مصر و تونس و سایر ملل  درحال ملت های بیدار) دعا خواهیم کرد و می کنیم که در راه بزرگی که در پیش دارند موفق شوند.

به امید آنکه امت اسلام هر روز آگاه تر و شجاعانه تر در راه تحقق وعده های الهی گام بردارند که همانا آماده سازی زمینه ها یبر پایی حکومت آقا امام  مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) است.

 


 
 
مهمترین اصل حکومت اسلامی (قسمت دوم)
نویسنده : صفیه محمدیان - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٩
 

مهمترین اصل حکومت اسلامی (قسمت دوم)

مهمترین اصل در حکومت اسلامی در زمان غیبت امام ولایت فقیه است  . اما چرا حکومت اسلامی ؟

ضرورت حکومت: از آنجایی که انسان موجودی اجتماعی است به طبع  در هر اجتماعی مراوداتی شکل می گیرد و برای جلوگیری از اختلاف و اغتشاش در آن نیازمند یک قانون است و برای اجرای قانون وجود یک حکومت امری الزامی می باشد . البته خوارج وجود حکومت را نفی می کردند و می‏گفتند که هیچ کس جز خداوند حق زمامداری ندارد،      آن چنان که شعار معروفشان «لا حُکْمَ اِلاّللّه « حکومتى جز حکومت‏خدا نیست . امام علی علیه السلام در جواب آنها فرمود:

»کلمة حق یراد بها الباطل، نعم لا حکم الا لله، و لکن هؤلاء یقولون لا امرة الا لله و لا بد للناس من امیر بر و فاجر«

سخن حقی است که معنی باطلی از آن اراده شده است. آری، حکم (قانون) مخصوص خداوند است، ولی این گروه (خوارج) می گویند: امارت و رهبری جز برای خدا نیست، در حالی که مردم به امیر و رهبر نیاز دارند، خواه نیکوکار باشد یا بد کار. (یعنی حتی اگر فرمانروای نیکوکار وجود نداشته باشد، وجود فرمانروای ناصالح از هرج و مرج بهتر است) .

انواع حکومت:

از نظر جهان بینی حکومتها به دو دسته تقسیم می شوند

1 – حکومت طاغوت :

در قرآن کریم برخی ویژگی های نظام طاغوتی ترسیم شده است:
 
دیکتاتوری، استبداد و خودکامگی:

در گستره تاریخ، یکی از آفت های بزرگ حکومت ها و قدرت های سیاسی استبداد و خودکامگی حاکمان بوده است. استبداد یعنی پیروی از آرای آمیخته با هوا و هوس شخصی که نتیجه طبیعی آن عدم رعایت مصالح افراد جامعه است. شخص مستبد به جای مصالح جامعه به مصلحت خود و یارانش می اندیشد. اشاره کردیم که اندیشمندان فلسفه سیاسی کوشیده اند تا از تمایل یافتن حکومت به استبداد جلوگیری کنند و در این راستا، پیش گیری از استبداد از دو راه امکان پذیر است: یکی قانون و دیگری نظارت عامه مردم. البته در تفکر دینی، علاوه بر این دو راه «تقوا» نیز به عنوان عامل درونی کنترل کننده به شمار می رود. امروزه، در نظام بین الملل نوعی هرج و مرج حاکم است و قدرت های جهانی نوعی استبداد بین المللی را حکمفرما ساخته اند. کشورهای بزرگ گرچه در ظاهر به آزادی مردمشان احترام می گذارند، اما در سطح جهان به آرای مردم اعتنایی ندارند و تعریف حقوق بشر را ساری و منطبق بر آن نمی دانند.
 
انحصار طلبی (استئثار) :

دیگر ویژگی حکومت طاغوتی و جاهلی استئثار و خودگزینی یعنی هر چیز خوب را برای خود خواستن است. حضرت علی ( علیه السلام) می فرمایند: «من ملک استأثر؛ هر کس به حکومت و قدرت می رسد، استئثار (انحصار طلبی) پیشه می کند
انحصار طلبی در مقابل ایثار است که در نظام اخلاقی اسلام از انفاق برتر است. ایثار ویژگی تربیت شدگان مکتب اهل بیت است: «و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصة» طبق فرهنگ قرآنی نعمت های الهی، اعم از مادی و معنوی، برای همه انسان هاست: «خلق لکم ما فی الارض جمیعا» و هر حرکتی در جهت انحصاری کردن آن امری غیر اسلامی است. انحصار طلبی حکام اولا موجب تقدم مصالح شخصی بر مصالح عامه می شود و ثانیا موجب سریان این خصلت ناروا به مردم و شهروندان می گردد.
 
قدرت طلبی:

حکام طاغوتی قدرت طلبند و سعی می کنند کلیه مناصب و قدرت ها به آن ها ختم شود. در اسلام، مقام و مسؤولیت اجتماعی برای کامجویی نیست و قدرت و سیاست ابزاری در جهت احقاق حق و استکمال انسانی است. هر چه مسؤولیت بیش تر و بزرگ تر باشد، بار وظیفه سنگین تر است. امام علی ( علیه السلام) در پاسخ ابن عباس که کفش وصله دار حضرت را بی ارزش دانست فرمود:
»
و الله لهی احب من امرتکم هذه الا ان اقیم حقا او ادفع باطلا«
 
تکبر و برتری طلبی:

حکام طاغوتی مستکبرند و این امر موجب عدم مشورت با مردم می شود . خود بزرگ بینی مانع نزدیکی به مردم و ایجاد رابطه صحیح با آنان می گردد:
«
ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفة منهم» (۵)
همانا فرعون در زمین تکبر و گردن کشی کرد و بین اهل آن تفرقه و اختلاف افکند.
نظام طاغوتی مردم را دسته دسته می کند و اتحاد آن ها را به تفرقه مبدل می سازد و آن ها را به خود جلب می کند:
2 – حکومت دینی : که در آن منبع قانون خداوند است و حکومت امانتی در دست حاکمان است . حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست

ضرورت تشکیل حکومت اسلامی :

1- عمل پیامبر درتشکیل حکومت  :  سنت و رویه ی پیغمبر اکرم ( ص ) دلیل بر لزوم تشکیل حکومت است ؛ زیرا اولاً ، خود تشکیل حکومت داد و ثانیا ً برای پس از خود به فرمان خدا ، تعیین حاکم کرده است . وقتی خدواند متعال برای جامعه ی پس از پیامبر اکرم ( ص ) تعیین حاکم می کند به این معنا است که حکومت پس از رحلت رسول اکرم ( ص ) نیز لازم است .

2- ضرورت استمرار اجرای احکام الهی ؛  این حرف که قوانین اسلام تعطیل پذیر یا منحصر و محدود به زمانی و مکانی است ، برخلاف ضرور یات اعتقادی اسلامی است . بنابراین ، چون اجرای احکام پس از رسول اکرم ( ص )، و تا ابد ضرورت دارد . تشکیل حکومت بدون دستگاه اجرا و اداره ، که همه ی جریانات و فعالیت های افراد را از طریق اجرای احکام تحت نظام عادلانه درآورد ، هرج و مرج به وجود می آورد و فساد اجتماعی و اعتقادی واخلاقی پدید می آید .

3- ماهیت و کیفیت قوانین اسلام که بدون حکومت قابل اجرا نیست : ماهیت و کیفیت این قوانین می رساند که برای تکوین یک دولت و برای اداره ی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه تشریح گشته است ؛ اولاً احکام شرع حاوی قوانین و مقررات متنوعی است که یک نظام کلی اجتماعی را می سازد . در این نظام حقوقی ، هر چه بشر نیاز دارد فراهم آمده است . ... ثانیاً ، با دقت در ماهیت و کیفیت احکام شرع ، درمی یابیم که اجرای آن ها و عمل به آن ها مستلزم تشکیل حکومت است و بدون تأسیس یک دستگاه عظیم و پهناور اجرا و اداره ، نمی توان به وظیفه ی اجرای احکام الهی عمل کرد .

اما هر حکومتی دارای معیارهایی است که این موارد از منظر امام خمینی به شرح زیر است :

۱- قانونی بودن حکومت (قانون در اینجا به مفهوم قانون الهی یا فرمان و حکم خداست)؛

۲- الهی بودن حکومت ؛

۳- مردمی بودن حکومت؛

۴- غیر استبدادی بودن حکومت؛

۵- مشروطه بودن به مفهوم اینکه حکومت کنندگان مقید به مجموعه ای شرط ها باشند.

۶- اینکه حاکمیت در حکومت اسلامی منحصر به خداست

۷- عادل بودن حکومت

۸- هدف حکومت اسلامی تامین سعادت بشر است

۹- حکومت وسیله ای است برای تحقق عدالت و سعادت بشر؛

۱۰- اتکاء به آرای عمومی داشتن

۱۱- مجری احکام اسلام بودن

۱۲- ملهم بودن از رویه پیامبر و ائمه اطهار

۱۳- غیر تحمیلی بودن حکومت

۱۴- مساوی بودن همه طبقات و اقشار و افراد در برابر قانون

۱۵- تحقق آزادی ، استقلال ، رفاه ، توسعه سیاسی و رشد اقتصادی.

هر حکومتی برای رسیدن به اهداف خود احتیاج به رهبر دارد در حکومتهای اسلامی حاکم اصلی خداوند است ولی قوانین احتیاج به یک مجری معصوم دارند . در زمان غیبت امام این وظیفه به عهده فقیه واجدالشرایط است

شروط رهبری در حکومت اسلامی عبارت است از :

1 - شروط دو گانه ی رهبر اسلامی ؛ علم به قوانین اسلام و کمال اعتقادی و اخلاقی :

شرایطی که برای زمامدار ضروری است ، مستقیماً ناشی از طبیعت طرز حکومت اسلامی است . پس از شرایط عامه مثل عقل و تدبیر، دو شرط اساسی وجود دارد که عبارتند از : .... 1- چون حکومت اسلام ، حکومت قانون است برای زمامدار علم به قوانین [اسلام] لازم می باشد ، چنان که در روایت آمده است . نه فقط برای زمامدار ، بلکه برای همه ی افراد هر شغل یا وظیفه و مقامی داشته باشند ، چنین علمی ضرورت دارد ... 2- زمامدار بایستی از کمال اعتقادی و اخلاقی برخوردار وعادل باشد و دامنش به معاصی آلوده نباشد ... زمامدار اگر عادل نباشد در دادن حقوق مسلمانان ، اخذ مالیات ها و صرف صحیح آن و اجرای قانون جزا، عادلانه رفتار نخواهد کرد .

2 - قدرت تشخیص مصلحت :

در حکومت اسلامی ، همیشه باید باب اجتهاد باز باشد و طبیعت انقلاب و نظام همواره اقتضا می کند که نظرات اجتهادی - فقهی در زمینه های مختلف - و لو مخالف با یکدیگر - آزادانه عرضه شود و کسی توان و حق جلوگیری از آن را ندارد . ولی مهم شناخت درست حکومت و جامعه است که بر اساس آن ، نظام اسلامی بتواند به نفع مسلمانان برنامه ریزی کند که وحدت رویه و عمل ضروری است و همین جا است که اجتهاد مصطلح در حوزه ها کافی نمی باشد ، بلکه یک فرد اگر اعلم درعلوم معهود حوزه ها هم باشد ولی نتواند مصلحت جامعه را تشخیص دهد و یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و به طور کلی ، در زمینه ی اجتماعی و سیاسی ، فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیم گیری باشد ، این فرد در مسائل اجتماعی و حکومتی مجتهد نیست و نمی تواند زمام امور جامعه را به دست گیرد .

3 -  کفایت اجتهاد و عدم ضرورت مرجعیت :

ما که نمی توانیم نظام اسلامیمان را بدون سرپرست رها کنیم . باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامیمان در جهان سیاست و نیرنگ دفاع کند . من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت لازم نیست ؛ مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور کفایت می کند . اگر مردم به خبرگان رأی دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند ، وقتی آن ها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را به عهده بگیرد ،قهری او مورد قبول مردم است . در این صورت ، او ولی منتخب مردم می شود و حکمش نافذ است .

4 - مردمی بودن :

حاکم اسلامی مثل حاکم های دیگر از قبیل سلاطین یا رؤسای جمهوری نیست . حاکم اسلامی حاکمی است که در بین مردم ، در همان مسجد کوچک مدینه می آمد و به حرف های مردم گوش می کرد و آن هایی که مقدرات مملکت دستشان بود مثل سایر طبقات مردم درمسجد اجتماع می کردند و اجتماعشان به صورتی بود که کسی که ازخارج می آمد نمی فهمید که کی رئیس است و کی صاحب منصب است و چه کسانی مردم عادی هستند ؛ لباس ، همان لباس مردم ؛ معاشرت ، همان معاشرت مردم و برای اجرای عدالت طوری بود که اگر یک نفر از پایین ترین افراد ملت بر شخص اول مملکت ادعایی داشت و پیش قاضی می رفت ، قاضی شخص اول مملکت را احضار می کرد و او هم حاضر می شد .

اختیارات حاکم و رهبر اسلامی

از نظر امام خمینی ( ره ) ،کسی که از علم به قوانین اسلام و عدالت در اجرای آن برخوردار است ، اگر به رهبری دست یابد ، همان اختیاراتی را داراست که حضرت رسول اکرم ( ص ) و حضرت امیر(ع)داشته اند . البته این به معنای آن نیست که حاکم عالم و عادل درفضل هم با معصومان (ع) برابر است ، بلکه در اختیارات حکومتی ، هیچ فرقی بین آن ها نخواهد بود .(19) به عبارت دیگر :

1 - ولی فقیه بر همه ی مسلمانان ولایت دارد:

رسول اکرم ( ص) اگر زکات بگیرد چه قدر می گیرد ؟ ازیک جا ، ده یک و از یک جا بیست یک ؟ حضرت امیرالمؤمنین (ع) خلیفه شدند ، چه می کنند ؟ جنابعالی فقیه عصر و نافذ الکلمه شدید چه طور ؟ آیا در این امور ، ولایت رسول اکرم (ص) با حضرت امیرالمؤمنین (ع) و فقیه فرق دارد ؟ خداوند متعال رسول اکرم ( ص) را ولی همه ی مسلمانان قرار داده و تا وقتی آن حضرت باشند ، حتی بر حضرت امیر (ع) ولایت دارند . پس از آن حضرت ، امام بر همه ی مسلمانان حتی بر امام بعد از خود ولایت دارد ؛ یعنی : اوامر حکومتی او درباره ی همه نافذ و جاری است ... همان طور که پیغمبر اکرم ( ص) مأمور اجرای احکام و برقراری نظامات اسلام بود و خداوند او را رئیس و حاکم مسلمین قرار داده و اطاعتش را واجب شمرده است ، فقهای عادل هم بایستی رئیس و حاکم باشند واجرای احکام کنند و نظام اجتماعی اسلام را مستقر گردانند .

2 - اختیارات حکومت و حاکم اسلامی ازاحکام اولیه است:

اگر اختیارات حکومت در چارچوب احکام فرعیه ی الهیه است ، باید عرضه ی حکومت الهیه و ولایت مفوضه به نبی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم یک پدیده ی بی معنا و محتوا باشد ... حکومت ، که شعبه ای از ولایت مطلقه ی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است ، یکی از احکام اولیه است و مقدم بر تمام احکام فرعیه ، حتی نماز و روزه و حج ، است. حاکم می تواند مسجد یا منزلی را که در مسیر خیابان است خراب کند و پول منزل را به صاحبش رد کند ، حاکم می تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند و مسجدی که ضرار باشد - در صورتی که رفع بدون تخریب نشود - خراب کند . حکومت می تواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است ، در موقعی که آن قرار داد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، یک جانبه لغو کند و می تواند هر امری را چه عبادی و یا غیر عبادی است ، که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن ،مادامی که چنین است ، جلوگیری کند.حکومت می تواند از حج، که از فرایض مهم الهی است ، درمواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی دانست ، موقتا ًجلوگیری کند .

3 - ولی فقیه می تواند مالکیت افراد را محدود کند:

در اسلام ، اموال مشروع و محدود به حدودی است : یکی از چیزهایی که مترتب بر ولایت فقیه است و مع الاسف ، این روشنفکرهای ما نمی فهمند که ولایت فقیه یعنی چه ، یکی اش هم تحدید این امور است . مالکیت را در عین حال که شارع مقدس محترم شمرده است ، لکن ولی امر می تواند همین مالکیت محدودی که ببیند خلاف صلاح مسلمین و اسلام است ، همین مالک مشروع را محدودش کند به یک حد معینی و با حکم فقیه از او مصادره بشود .

4 - اختیارات ولی فقیه ، همان اختیارات معصوم (ع) است :

همان اختیارات و ولایتی که حضرت رسول و دیگر ائمه صلوات الله علیهم در تدارک و بسیج سپاه ، تعیین ولایت و استانداران ، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند ، خداوند همان اختیارات را برای حکومت فعلی قرار داده است . منتها شخص معینی نیست ؛ روی عنوان « عالم عادل » است . وقتی می گوییم ولایتی را که رسول اکرم ( ص) و ائمه ( ع) داشتند ، بعد از غیبت ، فقیه عادل دارد، برای هیچ کس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها همان مقام ائمه (ع) و رسول اکرم ( ص) است ؛ زیرا این جا صحبت از مقام نیست ، بلکه صحبت ازوظیفه است .

5 - اختیارات ولی فقیه منوط به حاکم شدن نیست:

لازم است که فقها اجتماعا یا انفرادا ً برای اجرای حدود و ثغور و نظام ، حکومت شرعی تشکیل دهند . این امر اگر برای کسی امکان داشته باشد واجب عینی است ، وگرنه واجب کفایی است ، در صورتی هم که ممکن نباشد ولایت ساقط نمی شود ؛ زیرا از جانب خدا منصوبند . اگر توانستند باید مالیات ، زکات ، خمس و خراج را بگیرند و در مصالح مسلمین صرف کنند و اجرای حدود کنند . این طور نیست که حالا که نمی توانیم حکومت عمومی و سراسری تشکیل بدهیم ، کنار بنشینیم ، بلکه تمام امور که مسلمین محتاجند و از وظایفی است که حکومت اسلامی باید عهده دار شود ، هر مقدار که می توانیم ، باید انجام دهیم .

»فاستخف قومه فاطاعوه»
فرعون (با تبلیغات دروغ و باطل) قومش را ذلیل و زبون ساخت تا همه مطیع فرمان او شدند.
لازمه به اطاعت واداشتن مردم درهم شکستن همه عوامل استقلال و شخصیت است. در مقابل، نظام اسلامی متکی به مردم است و به جای دولتمداری مردم مدار است. دولت اسلامی در خدمت مردم است، چنانکه امام قدس سره، بر دولت جمهوری اسلامی عنوان «دولت خدمتگزار» را اطلاق می کرد . بنابراین، اگر قدرت های استکباری به مردم بی اعتنایی می کنند و از مردم نظرخواهی نمی کنند و به افکار مردم اعتنایی ندارند، نظام اسلامی به مردم تکیه دارد و مقتضای حقوق متقابل حکومت و مردم است، بلکه می توان گفت: مقتضای مفهوم ولایت نیز همین است.

 

لطفا نظرات سازنده یادتون نره

ولایت فقیه « حکومت اسلامی » ----------- امام خمینی ( ره )

صحیفه ی نور                         ------------ امام خمینی ( ره )

www.aftab.ir