زنان شهر بهشت

ولایت فقیه (قسمت اول)
نویسنده : صفیه محمدیان - ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۸
 

یکی از مهمترین مسائل در هر حالتی بحث ولایت و رهبری است موضوعی که فارغ از زمان و مکان است و در هر حال حادث است بر امت اسلامی و بعنوان یک راهگشا در امور می باشد بطوریکه در هر دوره ای یک انسان کامل حامل معنویت کلی انسانیت وجود دارد و هیچ عصر و زمانی از یک ولی کامل خالی نیست

زمان حیات پیامبر اکرم خودشان کار اصلاح امور را انجام میدادند بعد از پیغمبر برای اینکه ملت بدون رهبر و حکومت نباشد به پیامبر دستور دادند که حضرت علی را بعنوان جانشین و حاکم خداوند بر روی زمین انتخاب کنند و همینطور بقیه ائمه هر چند فقط حضرت علی (ع ) و امام حسن (ع) آن هم بصورت زمانی محدود زمام حکومت را داشتند و سایر ائمه با مردم از نزدیک در ارتباط بودند و احکام و مسائل آنان را رفع می کردند .

اما بعد از امام زمان چون ایشان از منظر ما غائب هستند لذا در اینجا به فقهای واجد شرایط را راهنمای مردم قرار می دهد . اما این خود شرایطی دارد و برای بهتر تحقق یافتن این امر نیاز به مسائلی است که حکومت اسلامی از آن دسته می باشد . در گذشته که حکومتها اسلامی نبودند احکام اسلامی به درستی اجرا نمی شد و احکام دستمایه رجال سیاسی بود . همانطور که ما در نظام شاهنشاهی دیدیم .

اما در حکومت اسلامی مهمترین اصل ولایت فقیه است که در زیل به اختصار آن را توضیح میدهم ابتدا به معانی این کلمات میپردازیم .

ولایت :

کلمه ولایت اشتیاق یافته کلمه « ولی » است که این از پر استفاده ترین کلمات در قرآن است بطوریکه در 124 مورد بصورت اسم و در 112 مورد بصورت فعل در قرآن بکار رفته است . و معنی اصلی آن قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگر است به نحوی که فاصله ای در کار نباشد یعنی اگر آن دو چیز آنچنان به هم متصل باشند که هیچ چیز دیگری در میان آنها نباشد از کلمه « ولی » استفاده می شود . خود کلمه ولایت به معنی تصدی و صاحب اختیاری چیزی است. اما ولایت انواعی دارد 1- ولایت تکوینی 2- ولایت تشریعی

ولایت تکوینی :

مقصود از ولایت تکوینى این است که شخصی بر اثر طی کردن راه بندگى آنچنان کمال و قرب معنوى پیدا کند، که به فرمان و اذن الهى بتواند در جهان و انسان تصرف کند . این نوع ولایت بر خلاف "ولایت تشریعی" کمال وواقعیتی است اکتسابی، وراه کسب برخی از مراتب آن به روی همه باز است، وامام میتواند به بالاترین مراتب آن برسد.

در زیل به مراتب آن اشاره ای کوتاه می کنیم

1 -تسلط بر نفس

یعنی شخص بتواند بر نفس اماره خود را مهار کند و به نفس و خواهشهای آن تسلط کامل پیدا کند که اصطلاحاً به این مرحله از کمال « ولایت بر نفس » می گویند .

امیرمومنان(ع) فرمودند:غالِبُوا اَنفُسِکُم عَلی تَرک المَعاصی تَسهل عَلَیکُم مقادتها اِلی لطاعات. برنفس سرکش باترک گناه پیروز گردید دراین صورت به آسانی میتوانیدآنرا به اطاعت بکشانید.(در آینده نزدیک به تفصیل به راههای مقابله با نفس اماره میپردازیم )

2. بینش خاص :

انسان به مرحله ای از کمال برسد که بتواند بین حق و باطل را از هم تشخیص دهد و گمراه نگردد .روایت از رسول خدا(ص) که فرمود: «هرکس چهل روز اعمال خود را برای خدا خالص گرداند چشمه های حکمت از قلبش بر زبانش جاری می شود. «

3- تسلط بر افکار پراکنده :

در روایات و یا نقل قولهایی که می شود افراد مومن به چند مورد گلایه دارند اول اینکه در هنگام عبادت حضور قلب داشته باشند و زمان خواب آنها کمتر شود و ... همه افراد بنحوی با این مشکل مواجه شده اند . شاید بیشترین نمود آن در نماز باشد که بعضاً می بینیم افراد در نماز همه کار ( درست کردن لباس , خارش بدن , مرتب کردن مو و .. ) انجام میدهند اما از اصل آن غافل هستند . پیامبر صلى اللّه علیه و اله و سلم فرموده است: «قلب انسان (مقصود ادراکى است) بسان پرى است که بر درختى آویزان باشد. و باد آن را به این سو و آن سو مىبرد و پشت و رو مىکند».

4- تخلیه بدن از رو ح :

تخلیه روح یعنی که شما به طور ارادی تصمیم می گیرید از بدن خود خارج شوید و این کار با خواب فرق دارد . در خواب خداوند ارواح شما را گرفته و نزد خود حفظ می کند ( بر اساس قرآن) و زمانیکه که لازم باشد شما را به سوی بدنتان می فرستد . اما در تخلیه ی روح شما آزاد هستید که هر زمان با اراده ی خود بدن را ترک کنید. این کار معمولا توسط عارفان برای رفتن به زیارت خانه خدا در مکه و یا زیارت اماکن مقدس انحام می شود

5. تصرف در بدن

:

بندگى، آنچنان قدرتى به انسان مىبخشد که بدن، تحت فرمان اراده انسان کامل قرار مىگیرد و انسان در محیط بدن خود و یا درباره دیگران، کارهاى خارق العادهاى انجام مىدهد.

امام صادق علیه السّلام مىفرماید:

«هرگاه اراده انسان بر انجام عملى قوى گردید و حقیقتى مورد توجه و خواست او قرار گرفت، هرگز بدن در انجام آن از خود ناتوانى نشان نمىدهد»

6. تصرف در جهان :

در پرتو عبادت و بندگى، نه تنها حوزه بدن تحت فرمان و محل نفوذ اراده انسان قرار مىگیرد، بلکه جهان طبیعت، مطیع انسان مىگردد و به اذن پروردگار جهان، در پرتو نیرو و قدرتى که از تقرب به خدا کسب نموده است، در طبیعت تصرف مىکند و مبدأ یک سلسله معجزات و کرامات مىشود و در حقیقت قدرت بر تصرف و تسلط بر تکوین پیدا مىکند.

2- ولایت تشریعی : یعنی این که تشریع و امر و نهی و قانون گذاری در اختیار صاحب ولایت باشد.پیداست که تشریع از آن خدا می باشد، اوست که فرمان می دهد چه کنید و چه نکنید؛اما پیامبر و امام هم می تواند به اذن خدا،حق تشریع و قانون گذاری داشته باشند.

ولایت در اسلام انواعی دارد که عمده و مهمترین آنها چهار مورد ذیل است:

1. ولایت (الله) 2. ولایت (رسول الله) 3. ولایت (امام) 4. ولایت (فقیه واجد الشرایط)

ما بیشتر میخواهیم روی گزینه 4 تمرکز کنیم ولایت فقیه واجدالشرایط

به غیر خداوند کسی حق ولایت را ندارد و حاکمیت از آن اوست . کما آنکه کسی به غیر از پیامبر (ص) و ائمه حق ولایت تشریعی را ندارد و این یک اصل است مگر اینکه دلیلی برای این قائم باشد یعنی ولایت تشریعی برای فقیه از طرف پیامبر(ص) و امامان معصوم (ع) اعطا می شود یعنی اینکه ولایت فقیه جامع الشرایط فتوا تابع ولایت پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) است . و در واقع ولایت فقیه از ولایت امام،ولایت امام از ولایت رسول و ولایت رسول از ولایت الهی سرچشمه می گیرد و به تعبیر دیگر این سه نوع ولایت از ولایت (الله) سرچشمه می گیرند .

فقیه کیست ؟ فقیه یعنی کسی که تمام حقایق دین را می فهمد, فهیم است فقیه یعنی فهیم در لغت معنی فقیه به معنای فهم است. /الفهم فی اللغه الفهم /کسی که فهیم است کسی که دین را می فهمد حقایق دین را از  راه صحیحی درک کرده و احکام ومعارف دین را صحیحا متوجه است این شخص فقیه است در اصول سیاست و مملکت داری ویا دنیا داری باید فهیم باشد در مسائل سیاسی در مسائل اجتماعی وبهترین باشد یعنی با لاترین باشدیعنی تمام مسائل مملکت داری وسیاست های اجتماعی را فقیه مبسوطیت باید داشته باشد واحکام دین را , این چنین فقیه ای تشریعش برای مردم مشکل است باید عده ای از فقهایی که در درجه ی بعد از او هستند جمع بشوند واین چنین فقیه را تعیین کننند و در باره اش قضاوت کنند که ان کسی که سیاست را بهتر از دیگران می فهمد وامور اجتماعی را بهتر از دیگران متوجه است ان شخص راتعیین کنند برای این که ولی مطلق مسلمین باشد در امور سیاسی و اجتماعی و امور دینی

ولایت فقیه :

ولایت فقیه اصطلاحی است برای نظام حکومت اسلامی پس از ائمه طاهرین(ع). ولایت در این اصطلاح به معنای حکومت و زمامداری امور جامعه است و ولایت فقیه به مفهوم زمامداری جامعه اسلامی از سوی کسی است که به مقام اجتهاد در فقه رسیده و حائز شرایط رهبری جامعه اسلامی می باشد

در واقع ولایت فقیه به همین معناست که در عصر غیبت به نیابت از امام زمان(عج) ولی فقیه رهبری و زمام امور جامعه را بر عهده دارد تا امت گرفتار هرج و مرج و تعبد به حاکمیت طاغوت نشود و احکام و ارزشهای الهی در جامعه عملی گردد. ولایت فقیه دو بُعد دارد: مشروعیت و مقبولیت . بنابر دیدگاه نصب ، بُعد مشروعیت آن با نصب فقیه از سوی امام معصوم علیه السلام و در نتیجه پیوستن او به زنجیره ی ولایت الهی است ، و بُعد مقبولیت آن با پذیرش مردم صورت می گیرد؛ بنابراین نظر مردم نقش اساسی دارد.نقش مردم فعلیت بخشیدن و یا این که عینیت بخشیدن به این مشروعیت الهی است . پس ولی فقیه این مشروعیت و این حاکمیت را دارند اما فقط زمانی اینها عینیت پیدا میکند که مردم بخواهند به مشروعیت اینها عینیت و فعلیت ببخشند.

در بحث ولایت فقیه دیدگاههای گوناگونی در مورد حدود اختیارات ولی فقیه مطرح میباشد. برخی ولایت فقیه را در امور حسبیه(امور حسبیه اموری هستند که خداوند راضی به معطل ماندن و انجام نشدن این امور نمیباشد و شرع مقدس انجام آنها را خواسته و فرد معینی را برای اجرای آن تعیین ننموده است) ثابت میدانند .
برخی دیگر ولایت را در حد انجام امور مربوط به جامعه و رفع ضرورتهای آن به عنوان احکام ثانوی گسترش میدهند. گروه دیگر با اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه بر این باورند که دایره اختیارات فقیه صاحب ولایت، محدود به احکام اولی و ثانوی و قوانین مدون نیست، بلکه دایره وسیعتری را شامل میشود حتی تا جایی که اگر مصالح اهم مسلمانان با یکی از احکام شرعی که از نظر اهمیت، در رتبه پایینتری قرار دارد، در تزاحم قرار گیرد، ولی فقیه میتواند برای حفظ مصالح اهم، به طور موقت حکم شرعی اولی را تعطیل کند، در نظام ولایت مطلقه فقیه، ولایت مطلقه، مقید به مصالح عام مسلمانان و احکام الهی است. چنین نیست که بدون هر قید و بندی باشد، از این رو قابل کنترل است. معنای مطلق بودن ولایت این است که
اولاً: فقیه ملتزم است همه احکام اسلام را تبیین نماید.
ثانیاً: ملتزم به اجرای احکام الهی باشد.
ثالثاً: برای تزاحم احکام چاره اندیشی نماید؛ یعنی اگر دو حکم الهی با یکدیگر تزاحم داشته باشند، ولی فقیه حکم اهم را اجرا میکند. تفاوت ولایت فقیه با ولایت پیغمبر و امام معصوم (ع) این است که بیعت با پیامبر و امام معصوم (ع) هیچ گاه قابل زوال نیست، زیرا آنان از مقام عصمت در علم و عمل برخوردارند. ولی بیعت با فقیه حاکم اولاً تا وقتی است که امام معصوم ظهور نکرده باشد؛ ثانیاً در عصر غیبت تا زمانی است که در شرایط رهبری فقیه خللی پدید نیامده باشد. شرایط فقیه جامع الشرائط عبارتند از:
اجتهاد مطلق، عدالت مطلق، قدرت مدیریت.
از حیث اختیارات، تمامی شؤون و وظایف امام (ع) که مربوط به مقام حکومت و ولایت بر مسلمانان است، برای فقیه ثابت است مگر این که طبق دلیل ثابت شود که شأن و یا وظیفهای خاص، مختص معصوم باشد.

 

ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت ---------- آیت الله جوادی آملی
ولاء و ولایت ها ---------- استاد مرتضی مطهری

امامت و رهبری ---------- استاد مرتضی مطهری

ولایت تشریعى و تکوینى ---------- آیت اللّه جعفر سبحانى  

توصیه می کنم برای تکمیل مطالب به کتاب ولایت فقیه امام مراجعه کنید

از ولایت فقیه دانلود کنید.   منبع دانلود گاهنامه منهاج مطهر

با تشکر از دوست خوبم آقای رجائی