زنان شهر بهشت

 
نویسنده : صفیه محمدیان - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧
 

سروده ای از شهیدفرحناز منصوری

 

کودکی خُرد و یتیم گرد مادر می گشت

که تو را مادر من چه شده پدر من؟

به کجا رفت پدر؟ به کجا رفت یاور؟

آخر ای مادر من، آخر ای یاور من

تو بگو این بر من به کجا رفته پدر؟

پس چرا پسر همسایه دست در دست پدر

آید از کوه و دمن

پدرش نیز او را گیردش در آغوش

بر لبش بوسه زند بر رخش بوسه زند

آخر ای مادر من به کجا رفته پدر؟

به کجا رفت یاور

مادر کودک نیز ز غم مرگ پدر، پدر فرزندش

پدر دلبندش

گوشه ای زار و حزین نشسته بودش

به سخنان فرزند گوش فرا می داد

اندکی تأمل اندکی کرد درنگ

و سپس بعد از آن سخن خویش چنین آغاز کرد:

که تو ای کودکِ من، که تو ای فرزندم

که نگو هیچ دیگر که پدر کو؟ کجاست؟

 

منبع: سیف الدینی، اشرف: یاس های ماندگار، کرمان، انتشارات ودیعت، 1385