زنان شهر بهشت

پاسدار و پرستار انقلاب
نویسنده : صفیه محمدیان - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱
 

 

شهید بانو نرژا

 

نام پدر: محبعلی                             متولد: 1322- لنگرود

تاریخ شهادت: 21/11/1357                   محل شهادت: تهران

نحوه شهادت: در نهضت اسلامی               شغل: کمک بهیاری

 

شهید بانو نرژا در سال 1322 در شهرستان لنگرود متولد شد. تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد؛ سپس شغل کمک بهیاری را انتخاب کرد و در بیمارستان شهدای تجریش مشغول به کار شد. پس از ازدواج، صاحب سه فرزند (دو دختر و یک پسر) شد.

در روز 21 بهمن 1357 که اوج انقلاب بود و هرلحظه بر تعداد شهدا و مجروحین افزوده می شد، این شهید بزرگوار به همراه عده ای از پزشکان و پرستاران با تعدادی از مجروحین را از خیابان دماوند به بیمارستان تجریش انتقال دادند و در مرحله دوم در همین خیابان، آمبولانس آنها مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در پی آن، پیوند با حضرت دوست را برگزید. این شهید عزیز که در حال کمک به مجروحان حادثه نیروی هوایی به شهادت رسید، در هنگام شهادت با داشتن دو فرزند، سرپرستی دو برادر و یک خواهر یتیم خود را نیز برعهده داشت.

آیا آنان که این گونه عاشقانه در راه خدا به خدمت خلق می پردازند، نمی بایست از سوی دوست گلچین شوند و به وصال معبود نایل شوند. بی تردید شهادت جامه ای است که بر قامت این سرو قامتان ببریده اند.

نثار روح بزرگش صلوات تقدیم نمایید.

 

منبع: جمعی از نویسندگان، آیینه و شقایق (یادنامه شهدای زن استان تهران (جلد دوم)، تهران، انتشارات منطقه مقاومت بسیج استان تهران، 1381

 


 
 
سفر با کوله بارى پرازعشق
نویسنده : صفیه محمدیان - ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱۸
 

تنها شهید زن جهرم

شهید انقلاب اسلامی جهرمسفر با کوله بارى پرازعشق

زن هر جا که باشد هر وقت که باشد باید حجاب خود را حفظ کند. این را معصومه زارعیان بارها وقتى در تظاهرات شرکت کرده بود، مى گفت.
معصومه در 14 تیر سال 1339 در جهرم متولد شد. خانواده او فقیر ولى مذهبى بودند. معصومه از همان کودکى با اعتقادات مذهبى بزرگ مى شد. در حالیکه هنوز در سن نوجوانى بود، با امام خمینى (ره) آشنا شد.
او بارها در تظاهرات و راهپیمایى ها علیه رژیم شاهنشاهى شرکت کرده بود. 11 فروردین سال 1357 در حالیکه تظاهرات خونبار مردم تبریز جرقه تظاهرات در دیگر شهرها را ایجاد کرده بود و مردم جهرم در حمایت از کشته شدگان و شهداى تبریز به خیابانها ریخته بودند، «معصومه» براى حمایت از خون مظلومان در حالیکه تنها 18 سال داشت به خیابان آمد و با مشت هاى گره کرده علیه طاغوت نداى آزادى سر داد.
هرلحظه بر خیل شرکت کنندگان در خیابان سعدى افزوده مى شد.عده زیادى از نیروهاى نظامى که به دستور شاه براى متفرق کردن شرکت کنندگان در تظاهرات در برابر آنان صف کشیده بودند، به دستور فرمانده ناگهان اسلحه ها را روبروى مردم گرفته و اقدام به شلیک و تیراندازى کردند.
معصومه که در صف جلوى شرکت کنندگان بود، بدون اینکه لحظه اى به خود واهمه و ترس راه بدهد فریاد عدالت خواهى و آزادى سر مى داد. در همین لحظات بود که تیرى به او برخورد کرد و او به آرزوى دیرینه اش که شهادت در راه خدا بود نائل گشت ونامش را به عنوان تنها زن شهید در جهرم به ثبت رساند.
وقتى دلى عاشق و بیقرار شد، وقتى دلى سرگشته و حیران شد، دیگر چه فرق دارد که از کجا و با چه نام و با چه سن و با چه حالى پرواز کند. دل عاشق چه تفاوتى برایش دارد که شب است یا روز. دل عاشق برایش چه تفاوت مى کند که چگونه خواهد رفت. اصل «سفر» است و او خواهد رفت. خوشا به حال آنان که بى گذرنامه سفر کردند.

برای روح عالی این شهید بزرگوار سه صلوات قرائت کنید

معصومه جان به جان معصومیتت که آن را با خون خود ثابت کردی برای ما دعا کن

منبع : باربد نیوز


 
 
مدافع حیا با تمام جان
نویسنده : صفیه محمدیان - ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۸
 

شهید طیبه زمانی

 

شهید طیبه زمانی دانشجوی رشته شیمی دانشگاه مشهد در سال 1334 در خانواده ای کم درآمد و روحانی در روستای گودین از توابع شهرستان  کنگاور در استان کرمانشاه دیده به دنیا گشود.

پدرش سید حسین نام داشت و از نزدیکان حاج آقا بزرگ کنگاوری (امام جمعه و واعظ  معروف) بود.

او در سنین کودکی نزد پدرش قرآن را آموخت. استعداد سرشارش موجب شد که دوران ابتدایی و متوسطه را با درجه ممتاز پشت سرگذارد. شهید علاقه فراوانی به مطالعه داشت و در کنار کتاب های درسی کتاب های دیگری را نیز مطالعه می نمود.

 او در دبیرستان منادی حجاب بود و در راه دفاع از حجاب و ارزش های اسلامی بسیار تلاش می کرد. طیبه بعد از اینکه دوران متوسطه را با موفقیت گذارند، در رشته شیمی دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد .

او در دانشگاه به فعالیت های مذهبی، سیاسی خود ادامه داد.

در حادثه زلزله طبس در گروه امداد امام به همراه دیگر دانشجویان به طبس رفت و با تمام توانش به مدت یک ماه مشغول خدمت به یتیمان و بی سرپرستان شد.

او عکاس ماهری بود و عکس هایش که از طبس گرفته شده بیانگر محرومیت و فشار طبقه مستضعف است و طغیانی است علیه رژیم منفور پهلوی.

 زمانی که کماندوهای رژیم پهلوی به حریم بیمارستان اطفال مشهد حمله نمودند او به یاری اطفال بی پناه پرداخت.

 روز 26 دیماه 56 که روز آزادی زن اعلام شده بود به همراه دیگر دانشجویان مسلمان در مشهد به تظاهرات پرداخت و از حجاب اسلامی و انقلاب به رهبری امام خمینی(ره) حمایت کرد.

در نتیجه ماموران رژیم منحوس پهلوی آنان را دستگیر نمود که بلافاصله با پیام آیت ا... شیرازی آزاد شدند.

وی سرانجام در تظاهرات روز 17 دیماه 1357 کنگاور شرکت کرد و به دست دژخیمان رژیم طاغوت به فیض شهادت رسید.

 

روزنامه اطلاعات به تاریخ 20 دی ماه 1357 نوشت: طیبه زمانی نماینده امام در طبس به گلوله بسته شد.

 

حاج آقا بزرگ کنگاوری در مراسم ختم آن شهید گفت: من معتقدم که خون این سیده جوان رژیم شاه را از ریشه بر خواهد کند.

 

 

آن  شهید شجاع در چنین شرایطی مدافع حجاب و اعتقادات خویش بود در حال که ما در این زمان و در این شرایط هموار  نه تنها چنینی نعمت بزرگی را نمی دانیم بلکه با بی رحمی تمام فداکاری های طیبه و بقیه شهیدان اسلام را نادیده می گیریم. نمی دانم چطور می خواهیم در روز  موعود چشم به چشمان یوسف زهرا (عج) و مادر گرامیشان بدوزیم.

منبع: بسیج دانش آموزس مدرسه شهید طیبه زمانی – کنگاور

    اداره پژوهش بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستات کنگاور.

 

 


 
 
نوجوان عاشق
نویسنده : صفیه محمدیان - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۸
 

شهید  نازیلا سید رحیمی نیارق

 

شهید نازیلا فرزند سید ابراهیم در روز اول شهریور ماه سال 1343 در یک خانواده مذهبی و کشاورز در روستای نیارق شهرستان نمین ازتوابع استان اردبیل دیده به جهان گشود.

پس از طی دوران طفولیت در سن 6 سالگی به مدرسه رفت.دوره ابتدایی را در مدرسه حسینیه روستای نیارق به پایان رسانید .

وی هنوز 14 سال بیش نداشت که در جریان تظاهرات مردم نیارق بر علیه رژیم ستم شاهی در تاریخ هجدهم دی ماه سال 1357 از ناحیه سر مورد اصابت  گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.

 پیکر مطهر این شهید در گلزار روستای نیارق به خاک سپرده شد .

مادر شهیده نازیلا رحیمی  نحوه شهادتش را چنین بازگو می کند :

روز دوشنبه18/10/1357 نزدیک ساعت دو بعد از ظهر بود.

دخترم مشغول بافتن  پیراهنی بودند که ناگهان صدای "مرگ بر شاه" مردم بلند شد .

 نازیلا  که عاشق تظاهرات بود ، سراسیمه  از خانه بیرون رفت و من هم به دنبال او رفتم

او به محض مشاهده مردم به جمع تظاهر کنندگان پیوست و من نیز به خانه برگشتم.

ساعت  4 بعد از ظهر  بود که عمویش  در حالی که  پیکر خونین  او را در آغوش گرفته بود وارد منزل شد و من به محض دیدن سر خونین نازیلا فهمیدم که دخترم شهید شده است.

 

نازیلا نوجوانی عاشق بود که با همه کوچکی بزرگوار بود. چشمان معصومش گواه این بود. یادش سبز


 
 
شبنمی که زینب وار از روی گلبرگ هستی چکید
نویسنده : صفیه محمدیان - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٧
 

 

شهیده شبنم متخصص فرزند داوود در تاریخ دوم تیر ماه سال13۴۶ در محله "داشکسن" در حومه شهرستان اردبیل به دنیا آمد.

   پس از طی دوران طفولیت درسن 7 سالگی به مدرسه رفت و دوران ابتدایی را در مدرسه ایران دخت" به پایان رسانید. و در بهمن ماه سال1357 در حالی که کمتر از 12 سال داشت و به همراه مادرش در تظاهرات علیه رژیم طاغوت شرکت کرده بود با شلیک گلوله ماموران ساواک به شدت مجروح شد.

حدود ١۴سال در بسترجانبازی بسر برد و درد و  رنج بسیاری را تحمل کرد و در نهایت در روز سوم خرداد ماه 1372 بر اثر شدت صدمات وارده به فیض شهادت رسید.

مجروحیت شبنم به طوری بود که شبنم متخصص جانباز ٧٠ درصد انقلاب اسلامی بود و پیکر پاکش در گلزار شهدای شهرستان اردبیل به خاک سپرده شد.

 شبنم عزیز خوش به حالت چه صبری داشتی یقینا معلم تو زینب سلام الله علیه بود و الا چگونه این رنج را تحمل می کردی برای این حقیر نیز دعا کن که به آن بسی محتاجم.